هدیه ی خدا...یلداهدیه ی خدا...یلدا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
هدیه ی خدا...یاسینهدیه ی خدا...یاسین، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

یلـــ♥ـــدا و یاسیـــ♥ـــن... موهبتهای الهـــ♥ـــی

برای محمد طاها نوشت

محمد طاها عزیز عمه یکساله شدنت مبارکـــــــــــــ       سوسوی ستارگان آسمان در التهاب آمدن توست آمدی و آسمان و زمین را برایم بهشت کردی ای تنها ستاره ی آسمان دلم   و امروز خورشید شادمانه‏ ترین طلوعش را خواهد کرد و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت قلبها به مناسبت آمدنت خوشامد خواهند گفت فرشته آسمانی اولین سال  زمینی شدنت مبارک . . .       گل مامانی دختر نازم دایی جون و زندایی جون  برای پسر دایی طاها جشن تولد خوشگل باتم میکی موس  گرفتن    آجی ثمی...
30 آبان 1392

شیرین زبونیهای عروسک

گل مامانی دیشب رفته بودیم منزل مامان حاجی خاله زهره هم اونجا بود کلی بازی کردی و به همه جا سرک کشیدی و کمی هم تاتی کردی و خوش گذروندی و همه ما رو هم رو ذوق میاوردی فدای خنده ی شیرینت بشم الهی تو همین حال بودیم که خاله ازت پرسید یلدا کفشات کو؟؟؟؟؟ به پاهات نیگا کردی و به من ... گفتم نیـــــسسستـــــــ! رو فرشیهای خاله رو دیدی رفتی آوردی و نشونمون دادی خاله گفت این کفش منه . ازت پرسیدم این چیه؟شما هم کفش رو نشونم دادی و گفتی تـــــَـــــــ  من متوجه نشدم تا اینکه چند بار بهش اشاره کردی و بازم گفتی تــــــَـــــــ یعنی" کفش "الهی فدات بشششششششمممممممممم خیلی خوشحال شدم اما ترسیدم بازم جیغ بزنم و اینبار زبونت بند بشه جی...
28 آبان 1392

یازده ماهگی یلدا به روایت تصویر

 یلدا و آویزون شدن به پنکه.... آخ جووووووووون زنگــــــــــ دینگ دینــــــگــــــــــــــــــــ    خانوم گل در حال مرتب کردن کشو لباساش ببیــــــــــن لباسا لو اینطولی ول میدالـــــــــــــن مامان چقدل بلات توصیح بدم   یلدا مامان کجایی؟؟؟؟؟؟    چیکالم دالی مامان؟؟؟   میخوام صورت ماهت رو ببینم گلم آلـــــــــــــــــــــــه؟!         عکسهای جالب شیرینکاری های عروسک اندر ادامه هر روز بعد روضه میرفتی سراغ میکروفن و شما هم میخواستی زیارت نامه و نوحه بخونی قربونت برم الهی   اینم یکی از شبهای تکیه ی محلمون تا صد...
27 آبان 1392

شیرین زبونیهای شیرین عسل

عسلکم شیرینکم خوشگلکم فدات شم الهی چه خوشگلی چه ماهی نفــــــــــــسسسسسسسسسس قربون صدای ظریف و خوشگلت مامانی دیگه بابا و ماما رو خوب میگی هرچند بهت میگیم بگو مثلا مامان میخندی و سکوت میکنی اما وقتی میلت باشه یا سرت گرم بازی باشه برای خودت چیزایی رو که بلدی مرتب به زبون میاری تا پنج بلدی بشماری میگی یــــــــِــــــــــــ  دووووو اِ آ پـــــــَــــــــ  بعضی وقتها سه و چهار رو نمیگی مستقیم از دو میپری پنج کلاغ پر هم که بازی میکنی من میگم کلاغ شما میگی پــــــــــَـــــــــــــ    گنجشک پــــــــــــَــــــــــــ بعد انگشت کوچولوت رو بالا میبری قربونت برم الهی تا زنگ در بصدا د...
27 آبان 1392

یلدا بلا در روزهایی که گذشت

سلام گل مامان عزیزم قشنگم  عروسک ملوســـــــــــــممممم اولش قربونت برمممممممممم هزاااار بااااااااااااااار چرا؟ خوب معلومه بس که ماهی بس که شیرینی بسکه خانومی بس که عاقل و باهوش و بلایی نفســــممممم تو این چند وقته که فرصت نداشتم بیام و خاطراتت رو بنویسم خیلی پیشرفت داشتی دیگه یکی دو قدمت شده پنج شیش قدم ...بایست زودتر از اینا راه میفتادی مامانی همش تقصیر من بود اگه بار اولی که قدم برداشتی جیغ نمیزدم ترس به دلت نمیرفت بایست میدوییدی من و ببخش مامانی اما خودت پشتکار خوبی داری و کم کم دستت رو رها میکنی دیشب از تو سالن تا پذیرایی رو به تنهایی اومدی گل مامانی    فدات شم الهی انقدر دانا شدی که با زبون اش...
25 آبان 1392

یلدا و روز اول محرم

دخترکـــــــــمممم شیرینکـــــــــمممم همیشه هر وقت میرفتیم بیرون چراغها و تابلوها و درختها و رودخونه رو نشونم میدادی اما دیروز وقتی بیرون زدیم با دقت به اطرافت نیگا میکردی انگار فهمیده بودی شهر یه تغییر اساسی کرده درسته همه جا سیاه پوش شده بود و چراغونیهاش با همیشه فرق داشت و کم کم اونا رو نشونم دادی پرچم و بیرق و علم و ... رفتیم برات لباس بخرم چند تا لباس انتخاب کردیم و لباس مشکی تو چند طرح هم بود که شما یکیشو انتخاب کردی و با اشتیاق بغلش کردی همون موقع بود که با خودم فکر کردم خدایا واقعا این حسین کیه که یه بچه ی خیلی کوچیک هم دلش براش میتپه... امروز روز اول محرم بود و اولین روز روضمون فدات بشم که اجازه دادی مامان به کا...
14 آبان 1392

هفتمین مروارید

هوررررررررااااااااااااااااااااا دندون هفتم هم خودش رو نشون داد گل مامانـــــــــــــــی دندون دوم از پایین سمت چپ مبارکت باشه خوشگلکـــــــــــــــــممممممممم فقط اومدم اینو بگم و برم چون شما در حال کنکاش اندر مطبخ هستید و باید زود خودمو بهتون برسونـــــــــمممم یه عالمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه بووووووووووووووووووووووووووووس     هدیه ای از طرف خدا...یلدا تا این لحظه ، 10 ماه و 20 روز و 6 ساعت و 38 دقیقه و 20 ثانیه سن دارد :. ...
12 آبان 1392

دخترک آتیش پاره

عزیز مامانی دختر باهوش و مهربونم از این روزهات بگم که ماشالااااااااااااااااااا هر روز دانا تر از روز قبل میشی تمام مفاهیم رو میدونی اینور اونور بالا پایین داخل خارج پُر خالی بیا برو  ... حیوانات رو هم میشناسی اسب و سگ  و بره و جوجه و فیل و ازت میپرسم یلدا پیشی کو؟؟؟ به بیرون اشاره میکنی  و بعدش دست میزنی یه روز رفتیم مغازه برات اسباب بازی بخریم یه عرویک پیشی دیدی خیلی خوشت اومد ازش, اشاره بهش کردی دادم دستت همچین بغلش کردی و نازش کردی که فروشنده احساساتش لبریز شد و از دور برات بوس میفرستاد ما هم که دیدیم دوستش داری , داری نازش میکنی برات خریدیمش حالا میپرسم یلدا پیشی کو؟؟؟ میخندی و رو زانوهات بلند میشی و اشا...
12 آبان 1392

شیرین زبونیهای خانوم گل

الهی من فداااااااااااااااااااات فدای اون صداااااااااااااااااااااااااات قربونت برررررررررررررررررررررررررممممممممممممممممممممممممممممممم نفـــــــــســــــــــــــممممممممممممم تازگیها صدامون رو تقلید میکنی با اینکه هنوز بطور واضح بابا و مامان نمیگی اما............... تا میگم یلدا جوجه کو؟  به بیرون اشاره میکنی و میگی جوجو یا جی جی میگم عروسک یلدا بیاد شیر بخوره فورا میری عروسک خرست رو میاری و میگی خِسی و میذاریش بغلم تا شیر بخوره بعدش پرتش میدی و خودت جاشو میگیری وقتی غذا میخوری و لذت میبری سرت رو با ناز و عشوه تکون میدی و میگی بـَـــــــ بَ قربونت برم چقدر صدات قشنگه   ...
5 آبان 1392

بالاخره دراومــــــــــــــــــــــــد

هووووووررررررررررررررررررااااااااااااااااا بالاخره دندون های بالا قدم رنجه نمودند ومنت بر سر ما گذاشتند و بعد از این همه اذیت کردن شما تشریف فرما شدند مرواریدهای اول و دوم از راست و اول و دوم از چپ نمایان شدن و بزودی وقتی لبخند میزنی خودی نشون میدن قربونت برم الهی مامانی خیلی با اینا اذیت شدی هنوز اینا درنیومده دندوهای پایینیت قصد دارن بیرون بیان امیدوارم اونا راحتتر بیان بیرون و اینقدر اذیتت نکنن عزیز دلم متاسفانه عکس نگرفتم هنوزنمیذاری کــــــــــــــــــــــه... تو اولین فرصت حتماااااااااااااا اینکارو میکنمممممممممم   هدیه ای از طرف خدا...یلدا تا این لحظه ، 10 ماه و 12 روز و 7 ساعت و 35 دقیقه و 8 ثانیه سن...
5 آبان 1392